تسلیت!

شهادت مظلومانه ی مادر تمام شیعیان را به تمام شیعیان تسلیت عرض می کنم!

 

اگر در این بین دلتان لرزید و اشکتان جاری شد ، ما را هم فراموش نکنید!




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : احسان
تاریخ : یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠
تغییر در 45 دقیقه!

سلام!

همیشه می دیدم اش! اما فقط توی خیابون!

هیچ وقت باهاش ارتباط نداشتم! حتی برای سلام کردن!

اصلا باید بهتر بگم ، اصلا با اینجور آدم ها رابطه بر قرار نمی کردم!

ازشون بدم میومد!

وقتی می دیدمشون انگار ریا داشت از هیکلشون می ریخت!

بگذارید کمی ازش براتون تعریف کنم!

یک دست لباس ساده می پوشید!

به طوری که لباس اش نزدیک به دو وجب از کمر بندش پایین تر کشیده میشد!

یقه اش هم ، یقه آخوندی بود و همیشه بسته نگاه اش میداشت!

کفش هایش هم معمولا کفش بود! نه چیزه دیگر!

گاه گاهی هم دمپایی جلو بسته می پوشید!

از دور که نگاه می کردی شبیه میشد به یک طلبه!

اما طلبه نبود!

یک چفیه هم همیشه به دور گردن اش آویزان بود!

که حس ریا را بیشتر به من منتقل می کرد!

همان طور که گفتم فقط از دور می دیدم اش!

از همان دور ها ، همیشه تبسم به لب داشت!

که این تبسم اش ، به من احساس از خود متشکری اش را منتقل می کرد!


از این دیدار های سطحی و از راه دور گذشت و گذشت تا اینکه بنده به همراه

دوستانم قرار شد که به جنوب برویم! برای زیارت مناطق عملیاتی!

به اضافه ی این اقا!


یک هفته مانده به این سفر بود که متوجه شدم این شخص با من ارتباط فامیلی دارد!

و ما باید به صرف نهار ، می رفتیم خانه شان!

کلی اما و اگر آوردم که من نمی ایم ، آنجا معذبم و از این جور حرف ها!

اما کو گوش شنوا! مادرم گفت ، اون بنده ی خدا ها که دختر ندارند معذب بشی!

خلاصه ما به هر دری زدیم ، ولی نشد که رفتن رو بی خیال بشن!


با کلی فکر از اینکه مجبور بودم ساعاتی از روزم را با یک آدم خر مقدس بچرخم

وارد خونه شدیم!

بوی فسنجون تمام فضای خانه را پر کرده بود!

شازده خونه نبود و این به من تسلی می داد!

 مادر و پدر خون گرمی داشت!

و خانه ی نقلی زیبا و گرمی هم داشتند!


خلاصه بعد از مدتی نشستن ، وقت پهن کردن سفره شد!

سفره چیده شد و مشغول خوردن غذا شدیم که! زنگ خونه به صدا در اومد!

مادراش سریع بلند شد و یک قدم به سمت در برداشت ولی برگشت به سمت ما و گفت

محمدمه!

و به رفتن ادامه داد!


اقا تشریف فرما شده بودن!

تقریبا همه سره سفره برایش بلند شدن و او با همه دست داد ، البته به جز خانوم ها!!!

و بعد رفت تو اتاق اش تا لباس اش را عوض کند!

خلاصه سرتان را درد آوردم!

....

بعد از نهار دستم را گرفت و برد توی اتاق اش!

بوی عطر گل سرخ تمام اتاق را پر کرده بود!

تنها چیزی که از کل وجود اش مرا به خود اش جلب کرد ، همین عطر گل سرخ اش بود!

تمام در و دیوار اتاق پر از عکس شهید برونسی بود!

عکس هایی از رهبر و امام خمینی و پوستر هایی از شلمچه و دیگر مناطق عملیاتی!

پوستر های قشنگی بود! کم کم داشتم به اتاق اش علاقه مند میشدم که ناگهان!

چشم ام به چفیه اش افتاد و یاد ذهنیت قبلی ام افتادم!

نه که از چفیهه اش بد بیاید نه به هیچ وجه!

یاد روزهایی که در خیابان می دیدم اش افتادم!


دستم را همچنان داشت ، از بدو ورود به اتاق تا الان!

من را دعوت کرد تا روی صندلی اتاق اش بنشینم!

من را به اسم کوچک ام صدا کرد و من را متعجب کرد!

از او پرسیدم مرا میشناسی!

گفت بله اقا احسان!

- خیلی دوست داشتم وارد جمع شما شوم و مخصوصا با شما صحبت کنم!
تعجب تمام مرا بر گرفت!

صدایم را محکم کردم و گفتم ، برای چه؟

گفت : همیشه نوع لباس پوشیدن ما با هم فرق داشت ولی همیشه در مراسمی که من

شرکت می کردم ، شما را هم میدیدم!

- از رفتارتان خوش ام می آید!

باز گفتم برای چه؟

- گفت : شلوار لی می پوشید ! در حالیکه سنگ شور هم شده است!

- لباس هایتان معمولا مدل های ساده نیست و طرح دارد!

- مو هایتان!

و دیگر هیچ چیز نگفت!

نگاه صادقانه ای کرد و بر محاسن اش دستی کشید و سرش را پایین انداخت!

 انگار مرا سحر کرده بود ، با تمام وجود از او خوش ام می آمد!

کسی که با تصور 45 دقیقه پیش من فرق داشت!

سر اش را بالا گرفت و مشتاقانه منتظر صحبت کردن من بود!

ولی من انگار مبهوت رفتار اش شده بودم!

وقتی دید من حرفی نمی زنم ، خود اش ادامه داد!

داشت رو حیات خود اش را توصیف می کرد!

از علاقه اش به رهبر و چفیه ای که از او دریافت کرده است ، گفت!

همان چفیه ای که همیشه به گردن اش بود!

تا بحث چفیه را پیش کشید ، جرات پیدا کردم و گفتم ؛

چرا همیشه توی خیابون ازش استفاده می کنی؟

مردم بهت نگاه بد می کنند!

بهت می گن ریا کاره که اینجوری می کنه!

گفت : مردم هر چی دوست دارند میگن ، من که نمی تونم راضیشون نگه دارم!

گفت: این چفیه اهدایی رهبره ، وقتی تنها بیرون میرم و مردم تیکه میندازن

وقتی چفیه باهامه ، انگار رهبرم باهامه!

آخه بوی رهبرمو میده!

حرفاش رو کاملا می فهمیدم!

درسته ظاهرم اصلا شبیه به بسیجی ها نبود ، ولی خدایش رهبرمو خیلی دوست داشتم!

اگه حتی یکی نگاه بد به عکس اش می کرد ، حاضر بودم گردن اش رو بشکنم!

دیگه چیکار کنیم ، هر چقدر هم اسیر مادیات شده باشیم ، یه ذره غیرت تو رگامون مونده!!!

خلاصه دیدار خوبی بود!

اون شب موقع خواب ، همش به حرفاش فکر می کردم!

خیلی دیگاه منو وسیع کرده بود!

*                    *                  *
الان دیگه یک هفته از سفر راهیان نورمون گذشته!

یک چفیه دارم که به خاک شلمچه و فکه  تبرک کردم!

خیلی دوست دارم وقتی بیرون میرم ، رو گردنم بندازم ولی به خاطر بعضی مسائل نمیشه!

ولی اگه بتونم چنین کاری می کنم!

داشتم دمه اذانی تلویزیون تماشا می کردم!

اون صحنه از فیلم داشت پخش میشد که :

پادشاه رو به مسلمانان کرد و روی زمین یک خط کشید و گفت ، همانا فاصله میان ما
و شما به اندازه ی همین خط است!نه بیشتر!

و همانا فاصله ی بین من و اون فقط یک خط ظاهری بود!


---------------------------------------------------------------------------------------
پاورقی ؛
من نمی گویم انسان های ظاهر نما و خر مقدس وجود ندارند!
بلکه می گویم خیلی از ما ها را ظاهر و گمان هایمان از هم دور کرده است.
و میان ما فقط به اندازه ی یک خط فاصله است!

 

بقیه الله خیر لکم ان کنتم مو منین

احسان ریوا




:: برچسب‌ها: دست نوشته, مذهبی, اجتماعی

نویسنده : احسان
تاریخ : سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠
وضع قیام های اسلامی در آخرالزمان!

سلام

 

قسمت سوم

آیا ظهور نزدیک است؟


وضع دولت ها و حکومت ها در آخرالزمان!

1- شورش ترکان ( روسی ها ) بر علیه رومیان ( غربی ها )!
در مورد این شورش که به جنگی بزرگ تبدیل میشود ، گفته ها فراوان است!
ااین شورش پس از عقد قرار داد هایی بین ترکان و رومیان صورت می گیرد
که گفته شده است ، ترکان در حین آن ، منصرف شده و با رومیان پیمان شکنی
می کنند که این شورش ها تبدیل به جنگی بزرگ می شود!

چنانچه امیر المومنین فرموده است :
« حکومت اهل بیت پیامبر شما که دارای علامات و نشانه هایی است ، در آخرالزمان
پدید می اید ... از جمله ی آن ، نشانه ها ، جنگ بین رومیان و ترکان است ؛ زمانی
که رومیان و ترکان ، دیگران را بر علیه شما بشورانند و نیرو ها بسیج گردند ... و
ترکان با رومیان به مخالفت برخاسته و جنگ و درگیری در روی زمین افزایش یابد»

بحارالانوار ، ج52،ص208

پس اوضاع چنین میشود که رومیان و ترکان قصد جنگیدن ا مسلمین را خواهند داشت
ولی قبل از شروع جنگ ، با هم دچار اختلاف شده و جنگ بین خودشان انجام می گیرد!


خب حالا وضع جامعه مسلمین چگونه خواهد بود؟

در سطح منطقه ، دو حکومت طرفدار مهدی ( عج) تشکلیل میشود و یا موجود می باشد!
یکی ایران و دیگری یمن!
اینها که نام برده شد فقط نام منطقه است!
یعنی ممکن است ، دولت و یا حکومت همسو وجود نداشته باشد و فقط این حرکت ها
در خاک این کشور ها صورت بگیرد!
مثلا ممکن است در یمن دولتی ضد دینی وجود داشته باشد ولی جریاناتی قوی در خاک
این کشور دست به اقدام شوند!
پس ملاک از نام بردن کشور ، داشتن حکومت اسلامی نیست!
در بین ایرانیان دو شخصیت برگ دیده میشود!
1- سید خراسانی ( به روایات و مشخصات بسیار، سید خراسانی بی شک امام خامنه ای است!)
2- شعیب بن صالح ( به عنوان رهبر نظامی لشکر سید خراسانی)
...

در قسمت بعد به بررسی نقش هر کدام از این شخصیت ها و نوع و مسیر حرکت و قیام
انها می پردازیم!
ادامه دارد ....


بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین
احسان ریوا




:: برچسب‌ها: در اطراف چه می گذرد؟

نویسنده : احسان
تاریخ : دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠
چرا من نه؟

کمی دقت نمی کردی، بیل مکانیکی به گل می نشست. زمان می گذشت

اما از شهدا خبری نبود. داشتم با خودم حرف میزدم :« خدایا من هم با

اینها بودم ، چی شد اینها را انتخاب کردی؟ مگه ما بدها دل نداریم؟

خدایا اینها چی داشتند که ما از داشتن اون بی بهره بودیم؟»

توی پاکت بیل ، یک تکه پارچه قرمزرنگ ، توجهم را جلب کرد.

دویدم و برداشتمش. گل ها را از روی آن پاک کردم.

جواب سوالم بود؛ رویش نوشته شده بود!

عاشــــــــقان شــــــــهــادت!

 

 

آسمان مال آنهاست




:: برچسب‌ها: شهدا

نویسنده : احسان
تاریخ : جمعه ۱٩ فروردین ۱۳٩٠
پرچم سیاه

سلام به همه!

 

یکی از دوست های عزیزم ، یک وبلاگ تحت عنوان پرچم سیاه ( مشکی ) زده است!

که شعر های زیباشون رو اونجا قرار میدهند!

 برای دیدن این وبلاگ زیبا   ایــــــــنــــــجا    کلیک کنید!

متشکرم!




:: برچسب‌ها: خبر

نویسنده : احسان
تاریخ : سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠
انقلاب اسلامی یا صراط مستقیم!

سلام!

مقدمه"

- این نوشته ، قسمت دومی از مجموعه مقالات ، در اطراف چه می گذرد می باشد

ممنون از دوستانی که در نوشته ی اولم من را همراهی کردند!

اما نکته ی مهمی وجود دارد که باید به آن اشاره کنم!

قصد من از نوشتن این مطالب به هیچ وجه، به وجد آوردن شما خوانندگان عزیز نیست!

و قصد ندارم مانند دیگر نوشته ها ، فقط به ذکر نشانه ها و مصداق قرار دادن آنها

با اتفاقات حال حاضر ، شما را در یک خلصه ی روحی قرار دهم!

بلکه تنها می خواهم ، تصویر روشنی ازمراحل قبل و بعد ظهور برای شما ایجاد نمایم!

تا بیشتر متوجه شویم که در چه مقطع زمانی حساس و دشواری به سر میبریم!




آیا ظهور نزدیک است؟


چشم اندازی به روند ظهور و نقش انقلاب اسلامی ایران!

دراین  بخش تنها می خواهم توسط احادیث حقانیت انقلاب اسلامی را روشن کنم!

انقلابی که دشمنان سعی داشتند ، آن را نظامی ، سیاسی جلوه دهند ، در صورتی

که یک انفجار نور بوده و علاوه بر شامل بودن جنبه های دنیوی و اخروی ،

 جنبه ی مذهبی آن بیشتر جلوه گر بوده است!


انقلاب اسلامی ایران!


در احادیث بسیاری آمده است که ، مرکز علم و خداشناسی ، شهری میشود که این

علم را آن چنان گسترش خواهد داد که حتی شخص محروم از علم در دنیا باقی نماند!

منظور از علم ، بیشتر خداشناسی و توحید است!!!

خب این شهر ، چه شهری است؟


امام صادق (ع) فرمودند:

«به زودی شهر کوفه از مومنان خالی می گردد؛ به گونه ای که مار در جایگاه خود فرو

میرود

علم نیز این چنین از کوفه رخت می بندد ، و از شهری به نام قم آشکار میشود و آن سامان معدن

فضل و دانش می گردد؛ به نحوی که در زمین کسی در استضعاف فکری به سر نمی برد ؛

حتی نو عروسان درحجله گاه خویش و این قضایا نزدیک ظهور قائم به وقوع می پیوندد .

خداوند سبحان ، قم و اهلش را برای رساندن پیام اسلام، قائم مقام حضرت حجت می گرداند؛

اگر چنین نشود ، زمین اهل خودش را فرو می برد  و در زمین ، حجتی باقی نمی ماند...»1


حال این شبهه ممکن است ایجاد گردد که این اتفاقات در قم ، ممکن است برای آینده باشد

و اصلا ربطی به جامعه اسلامی ایران زمان حال ما ندارد!

در قبل از انقلاب ، وضعیت قم بسیار درگیر ، درگیری های سیاسی مذهبی بوده

اما بعد از انقلاب شکوه مند اسلامی ایران، بسیار جایگاه رفیعی را پیموده است

به طوری که صدور کتب اصیل اسلامی را به جای جای این کره خاکی را دارد!


امام کاظم (ع) فرمودند:

«مردی از قم ، مردم را به سوی خود دعوت می کند ؛ افرادی گرد او جمع می شوند که قلب

قلب هایشان همچون پاره های آهن ستبر است که بادهای تند حوادث ، آنان را نمی لغزاند

از جنگ خسته نمی شوند و نمی ترسند ، اعتماد آنها بر خداست و سر انجامِ کار از آنِ
پرهیز کاران است»2

خب معلوم است ، مردی که در حدیث آمده چه کسی است!

اما نکته جالب و قابل تطبیق اینجاست که می گویند ،از جنگ  خسته نمیشوند!

پس گویی جنگی طولانی برای انان اتفاق می افتد که خسته نمیشوند!

جنگی هشت ساله!؟؟؟ممکن است چنین باشد!

و میرسیم به حدیثی که تیر خلاص را به شبهه ها می زند!

امام باقر (ع) :
« گویا می بینم گروهی از مشرق زمین خروج می کنند و طالب حق اند ، اما آنها را اجابت

نمی کنند؛ مجددا بر خواسته هایشان پافشاری می کنند اما مخالفان نمی پذیرند و وقتی چنین

وضعی را مشاهده می کنند؛ شمشیر ها را به دوش کشیده ، در مقابل دشمن می ایستند ،

اینجاست که پاسخ مثبت می گیرند اما این بار-آنان- نمی پذیرند؛ تا همگی قیام می کنند

و درفش هدایت را جز به دست توانای صاحب شما - حضرت مهدی - به کسی دیگر
نمی سپرند»3

حال اگر حتی کمی تاریخ انقلاب اسلامی ایران بلد باشیم ، متوجه وجه شباهت ها می شویم!

١- مردم ایران به یک باره قیام نکردند!

ابتدا درخواست های قانونی اسلامی داشتند!
٢- مردم اصرار به براندازی نداشته و فقط می خواستند ، بعضی خواسته های

اسلامی شان در جامعه اجرا گردد!
٣-مردم چندین بار درخواست کردند ، ولی هربار از طرف حکومت همراهی نشدند

و مورد سرکوب قرار گرفتند!
۴-مردم به رهبری مردی از قم ، قیام کردند!

۵-در اخرین لحظه ها حکومت شاه ،تسلیم خواسته های مردم شد!
۶- اما مردم نپذیرفتند و قیام تبدیل به پیروزی شد!
پس این قیام همان قیام و این پیروزی همان 22 بهمن 57 است!


و سر انجام حدیث آخر!
امام باقر (ع) :
« پس از ساقط شدن طاغوت و تشکیل حکومت اسلامی ، ملتی که قیام را به ثمر رسانده،
آن را جز به صاحب شما-حضرت مهدی (ع) -تحویل نمیدهد!»4

دو نکته مهم در این حدیث است که به ذکر آن می پردازم!
یک ) مردمی که قیام کرده اند ، پیروز گردیده و تشکیل حکومت میدهند!

پس این قیام هیچ شباهتی به جنبش سبز ندارد!

و قطعا منظور از این قیام ، قیام مردم ایران بر علیه شاه است!

دو) و مهمترین نتیجه اینکه ، این حکومت هیچگاه به اشتباه نمی افتد
و هیچ گاه گمراه نمیشود ،زیرا مستقیما پرچم را به دست منجی خواهد داد!

پس دهان مدعیان بسته خواهد شد، کسانی که ادعا می کردند رهبر قیام

( امام خامنه ای) از عدالت خارج شده و اورا ستم گر، دروغ گو، دارای فساد مالی
و ... می دانستند!
پس یا حرف اینان درست است یا حدیث معصوم!!!
و معلوم است کدام درست است!

ادامه دارد...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توضیحات:

١ - بحار الانوار،ج۶٠،ص٢١٣.

٢ -  بحار الانوار،ج۶٠،ص٢١۶.

٣-  بحار الانوار،ج۵٢،ص٢۴٣.

۴- بحار الانوار،ج۵٢،ص٢۴٣

 

 

بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین
احسان ریوا




:: برچسب‌ها: در اطراف چه می گذرد؟

نویسنده : احسان
تاریخ : دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠
سفیانی عبدالله و موج بیداری اسلامی

آیا ظهور نزدیک است؟

همه به خوبی میدانیم ، تنها چیزه مهم و تاثیر گذاری که در انقلاب های

کشور های عربی ، نبود اش حس میشود ، رهبریه واحد است!

و تنها چیزی که به درستی می تواند ، انقلاب را از مسیر های انحرافی

آینده نجات دهد ، رهبری واحد و قدرت مند است!

این سخنی است که حتی مردم خود این کشور ها ، آن را قبول دارند و

پذیرفته اند که از داشتن رهبری واحد رنج می برند!

حال این سخن پیش می آید که آیا در بین این کشور ها ، چهره سرشناس

خاصی وجود دارد که علاوه بر محبوبیت ،، مشروعیت و صلاحیت داشته باشد!


با کمی تامل ، فرد "خاصی" با سابقه ی اسلامی پیدا نمی کنیم ، مگر امام موسی

صدر!

حال اینکه ما بگوییم امام موسی صدر اگر آزاد گردد ، به یقین همان رهبر واحد خواهد

بود ، حرفی گزاف است!

زیرا ایشان شیعه بوده و ممکن است در میان اهل سنت محبوبیت لازم را نداشته باشد!

و از دیر باز این چنین بوده که مردم اعراب ، بیشتر روی قبیله و عشیره خود تمرکز دارند

تا اینکه به جنبه ی اسلامی بپردازند ، پس نتیجه گیری در مورد امام ، در هاله ای از

ابهام به سر میبرد و بسیار بعید به نظر میرسد!

شاید امام موسی صدر بتواند رهبری یک جبهه یا انقلاب در یک کشور را بر عهده بگیرد،

ولی اینکه رهبر واحد اعراب شوند ، بسیار بعید است!


حال به تاریخ از پیش گفته ی معصومین می پردازیم!

چند نکته مهم نظر ما را به خود اش جلب می کند!

خروج فردی به نام سفیانی!

سفیانی فردی است که خروج می کند!

یعنی ظهور نمی کند!

پس از عالم غیب نیست!

و اینکه در جامعه حضور دارد و او را میشناسند!

ظهور کردن به پدیدار شدن تابیر می گردد ولی خروج به ، دست به عملی زدن یا شروع

حرکت،،

تلقی می گردد!


و نکته دوم! مرگ عبدالله پادشاه حجاز!

که بعد از مرگ این شخص که به بدی از آن یاد کرده اند، طول حکومت در این خطه به روز

و ماه میرسد!


حال بر میگردیم به زمان خودمان!

پادشاه عربستان حال و روز خوبی ندارد و بعد از مرگ او صد ها شاهزاده تشنه ی قدرت

منتظر نشستن به کرسی قدرت اند!

حال فکر می کنید ، هرکدام می توانند چقدر حکومت کنند؟

احتمالا هر شاهزاده بر علیه شاهزاده ی دیگر کودتا می کند تا قدرت را به چنگ آورد!

اینجاست که می فهمیم طول حکومت هایشان به روز و ماه می رسد!


حال سفیانی!

سفیانی چگونه قدرت را به دست می گیرد؟

و اصلا سفیانی کیست!؟


نشانه های ظاهری زیادی برای سفیانی توسط معصومین توصیف گردیده!

از جمله رنگ چشم ، رنگ مو ، نظامی بودن اش و بسیاری از نشانه ها!

که به طور کامل با پادشاه اردن مطابقت دارد!

ما نمی گوییم و نگفته ایم که پادشاه اردن ، همان سفیانی است!

بلکه می گوییم نشانه ها یش با سفیانی به طور صد در صد مطابق است!

خوب فرد دیگری هم می تواند همین نشانه ها را داشته باشد!

ولی آیا شخصیت دیگری در اعراب وجود دارد که این نشانه ها را داشته باشد!؟؟


حال سفیانی چگونه قدرت می گیرد؟
آمده است که ، سفیانی به بهانه ی تشکیل حکومت واحد عربی ، بسیاری از کشورهای

عربی را زیر سلطه ی خود می آورد!

و مردم با شعار مکارانه اش جذب می شوند!


حال مردم انقلاب کرده ی کشور های عربی ، تشنه ی چه میباشند؟؟؟

یک رهبر واحد!

در هیچ پیش گویی و اوصاف آخر زمانی ، نیامده است که مردم پس از انقلاب

تشکیل حکومت می دهند ، مگر ، حکومت واحد سفیانی!


حال مردم انقلاب کرده ی مصر ، تونس ، لیبی و ... که تشنه ی اسلام هستند ،

چگونه با یان فرد بیعت می کنند!

این بحث طولانی دارد!

ولی گفته شده است که سفیانی در بین مردم خود محبوبیت بسیار دارد!

شایان توجه است که پادشاه اردن نیز چنین است!

به طوری که بسیاری از مردم اش اورا منجی آخرالزمان می دانند!


حال شرایط محیی است!

مردمی که تشنه یرهبری واحد اند!

مردمی که همیشه عربیتشان بر جنبه ی اسلامیتشان ارجعیت داشته است!

و فردی به نام سفیانی که با شعاری دل فریب ، بازیگر دجال می باشد!


ادامه دارد ...



بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین




:: برچسب‌ها: در اطراف چه می گذرد؟

نویسنده : احسان
تاریخ : جمعه ۱٢ فروردین ۱۳٩٠
حرام حرامه!


ربای اسلامی!

بانکداری اسلامی!

چیزی که برای من و تو عادی شده!

حرامی که برای من و تو قبح اش شکسته شده!

ربایی که اسم اش را عوض کردیم به سود ، تا نفسمان را ، خودمان را گول بزنیم!

چیزی که در بلاد اسلامی از مسلمین می گیرند ، چیزی که حتی در آمریکا و کره جنوبی

هم نمی گیرند! در بلاد کفر نه ...

24درصدی که کافران آمریکا هم جرات نمی کردند از مردمشان بگیرند!

ولی ما در دولت فخیمه اصلاحات گرفتیم!

چیزی که من می گویم ربا ، آقایان می گویند سود بانکی!

بگذار بگویند سود بانکی!

حرام حرام است!

چه فرقی میکند چه صدایش کنیم!

اصلا اسم اش هرچه می خواهد باشد!

گوره پدر این اسامی!


حالا برنامه بنویسید برای اصلاح فرهنگ!

برای پرورش جوانان متدین!

برای برگداندن غیرت ایرانی ، که به پهنای کربلاست ، به پهنای فرات است!

برای برگداندن عفت ایرانی اسلامی به دختران ، زنان و مادرانمان!

برای برگرداندن حرام از شکم هایمان!

برای خارج سازی حرام!

ربا یا همان سود بانکی!

مطالعات انجام دهید ، چرا نماز نمی خوانیم!

چرا مسجد نمی رویم!

چرا مانتو هایشان کوتاه است!

و صد ها چرا ی دیگر!!!

حرام حرام است!

کاره خودش را هم می کند!

چه تو بخواهی و نخواهی!

حتی اگر سود ، صدایش کنی!


بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین!




:: برچسب‌ها: اجتماعی, مذهبی

نویسنده : احسان
تاریخ : جمعه ۱٢ فروردین ۱۳٩٠
چرا بیشتر جوونای عصر فناوری اطلاعات مسجد نمیرن؟
چرا بیشتر جوونای عصر فناوری اطلاعات مسجد نمیرن؟
 

 «در فرهنگ دینی، واژه مسجد، یادآور سجده و کرنش است که زیباترین شکل و شیوه پرستش و بندگی است. مسجد، خانه خدا و مجلس پیامبران بزرگ و خانه پارسایان است. مسجد، مرکز پرستش خالصانه و توحید ناب است»(محمد علی موظف رستمی؛ کتاب روشهای جذب نوجوانان و جوانان به مسجد و نماز جماعت)

 

با این مقدمه باید بگیم جوونای عصر فناوری که به در حد تیم ملی  دنبال کمال و خلاقیت هستند توی یه موضعی قرار گرفتند که فکر می کنن تو مسجد هیچ تفکر ناب و خلاقانه وجود نداره و مسجد فقط مکانی واسه عبادت و نماز خوندنه و هیچ کار دیگه ای نمیشه توش انجام داد.

نماز جماعت در مسجد جمکران

حالا ببینیم مسجد تو  کلّ تاریخ باعث چه خلاقیت هایی شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

1-      1-در طول دوران دفاع مقدس بسیاری از خلاقیت ها از حضور جوانان و نوجوانان

 در مسجد نشأت گرفته است.

 2- تربیت مدیران موفق از طریق ایجاد کادر برای اداره مسجد و امور مربوط به مسجد

 3- ایجاد روحیه فعال در عرصه سیاست و اجتماع با گفتگوهایی که در مسجد

 صورت می گیرد

 4- ارتباط های دوستانه و خدایی افراد و مخصوصاً جوانان با همدیگر و ...

نیشخند

در این عصر که جوانان در طول شبانه روز با هزاران گناه مواجه می شوند مسجد می تواند تنها آرامشگاه انسان عصر فناوری باشد. اگر جوانان و نوجوان ما در فضای اینترنت زیاد بدون بهروری و در معرض کینه های دشمنان باشد خوراک کفتارهای آدم خوار می شود، البته اگر دارای اعتماد به نفس قوی نباشد.

امّا دلایل مؤفق نبودن مسجد در عصر IT را می توان شامل موارد ذیل برشمرد:

1- کمبود جهان بینی مطلوب و نداشتن بینش صحیح در خصوص

امور مذهبی و کارهای مختلف  و زیبای مذهبی در مساجد

2-      بی اطلاعی از مفاهیم ارزشی اسلام و روی آوردن به توهمات و

 تخیلات و رمان و مجلات و جراید غیر ارزشی و قهرمان پرستی و

حقیقت گریزی و خواندن داستان های افسانه ای و فرار از مسئولیت

و پر کردن اوقات فراغت به نحو غیر مطلوب.

3-      بعضی از نوجوانان و جوانان در شرایطی خاص از زندگی خویش مرتکب اشتباه یا انحراف می شوند. به خاطر همین دچار نوعی شرمساری هستند و در مراکز مذهبی و مساجد حاضر نمی شوند.

 

4-      عقده حقارت، یا احساس خود کم بینی، به ویژه در اعمال و فرائض دینی یکی دیگر از مشکلات و دغدغه های روانی نوجوانان و جوانان است.

5-      تأثیر پذیری نوجوانان و جوانان از دنیازدگی و القاء این ذهنیت که زندگی معنوی و حضور در مسجد در تضاد با زندگی دنیایی و رفاه و ... می باشد.

 

DONYAVI.jpg

 

-  نداشتن شناخت کافی از حسنات و برکات نماز و آشنا نبودن با اصل و فلسفه انجام فرائض دینی به خصوص نماز.

 

7-      عناد و دشمنی ورزیدن با دین و مظاهر دینی به خاطر تبلیغات سوء دشمنان

http://www.pic.iran-forum.ir/images/ffrmojdsk3c7c853tdqy.jpg

خب یه سری از بزرگترا هم مشکل دارن البته!!!!! مثلا میخوان جوون رو به راه

 راست هدایت کنن!! میبندنش به کلی حدیث و فلان و...

یکی نیست بگه پدر من , یه جوون بین این همه چیزای جذاب و خوشگل که اطراف

 خودش داره دیگه قال صادق و قال الباقر واسش جذابیتی نداره!!!!!

باید یه جورایی آوردش که خودش تشنه ی قال الصادق و قال الباقر بشه!!!!

خودش تشنه ی مسجد و نماز بشه!!!!! نه اینکه به زور و .... بخوایم بیاریمش!!!

اون هم راه داره!!!!!!!!!!!!!

اما راه حل هایی که می توان ذکر کرد به قرار ذیل است:

پیشنهادها و تقویت عوامل مثبت برای جذب جوانان و نوجوانان به مسجد زیاد است اما در این نوشتار مواردی را به طور اجمالی ذکر می نمایم

1.      والدین، لازم است، ضمن عمل به مواضع دینی و ارائه الگو به فرزندان، از همان سال های کودکی به آنان، فرصت اندیشیدن و آزادی انتخاب را بدهند و با روشهای همراه با احترام به نگرش آنها، با آنها برخورد شایسته ای داشته باشند.

2.      در جشن هایی که خانواده برای فرزندان خود می گیرند چه خوب است که از دوستان مسجدی اش دعوت کنند.

3.      والدین ارتباط دوستانه فرزندان، با امام جماعت مسجد را فراهم نمایند.

4.      ارسال ایمیل و پیامک به جوانان و نوجوانان و افراد سطح محل توسط

 مسئولین مسجد و دعوت از ایشان برای آمدن به مراسمات و مسجد.

5.      تهیه و تولید نرم افزارهای مذهبی مختلف و در اختیار قرار دادن آسان آنها به جوانان و نوجوانان محل.

6.      انجام مسابقات مختلف پیامکی و... در مسجد در مراسمات و اعیاد مختلف

7.      انتخاب هیئت امناء و مسئولین مسجد از افرادی که آشنا با فناوری اطلاعات

 باشند و از فضای سایبری آگاهی داشته باشند.

8.      وجود برنامه های فرهنگی و امکانات جانبی که برای جوانان و نوجوانان

 جذابیت خاصی دارد.

امّا در پایان نوشتار از خود باید سؤال کرد نتیجه چه شد؟

بالاخره برای جذب جوانان به مسجد چکار باید کرد؟

در راستای جواب به سوال فوق پاسخ هایی داده شد امّا کافی نیست.

آیا می شود کلیپ هایی مفید تولید شود؟ پس چرا تولید نمی شود؟ بچه های مذهبی آشنا با IT که می توانند تولید کنند پس چرا ساکت نشسته اند؟؟

خلاصه حرف دل بسیار است امّا باز هم باید یادآور شد که در این عصر فنّاوری، تنها با خود فنّاوری می توان جوانان را به مسجد و مراکز فرهنگی جذب کرد.

هزار گفته ام و نیز باز گویم

                که اگر بنشینیم و ساکت بمانیم

                                   دشمن کار می کند و جوانان را از ما می گیرد.

                                                                                                       

منبع:lcszr.persianblog.ir




:: برچسب‌ها: مذهبی, اجتماعی

نویسنده : احسان
تاریخ : پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٠
 

سلام دوستان

سال نوتون مبارک!

دارم میرم به یه سفر یه هفته ای!

شرمنده احتماله اینکه آپ کنم خیلی خیلی کمه!

دیگه این بنده حقیر رو ببخشید!

انشالله بعد از سفر درخدمتتون هستم!

اگه عمری باقی باشه!

در پناه حق!

خدانگهدار!




:: برچسب‌ها:

نویسنده : احسان
تاریخ : سه‌شنبه ٢ فروردین ۱۳٩٠