واقعه

سلام

این  مطلب یکی از سلسله مطالب " در اطراف چه می گذرد می باشد "

پس اگر قبل از خواندن این مطلب ،  سری مطالب قبل را هم بخوانید بد نیست .

برای خواندن مطالب قبل اینجا  کلیک کنید.

 

مطلبی که می خواهم برایتان بنویسم به قدری وسیع است که نمی دانم باید از کجایش شروع کنم. پس اگر کمی کلی و گسسته شد ، بر ما ببخشید.

 

چندیست در کشور های عربی انقلاب هایی تشکیل می شود .

سرکوب می شوند

کشته می شوند و باز هم دست به اعتراض و انقلاب می زنند.

نظریه های مختلفی در باره ی چگونگی وقوع این انقلاب ها وجود دارد.

بعضی ها اینگونه انقلاب ها را اقدام پیش گیرانه ی استکبار جهانی می دانند

برای خالی کردند انرژی مردمی ، ناشی از خفقان و عدم وجود آزادی و رعایت حقوق انسانی.

بعضی دیگر هم این انقلاب ها را کاملا مستقل و یک حرکت خودجوش مردمی تلقی می کنند.

در هر صورت ، نتیجه یآن خوشایند استکبار نیست .

وگرنه آن ها را اینگونه به تحرک وا نمی داشت.

 

 

حال باید دید که وضعیت انقلاب ها چگونه است ؛

 

اگر نگاه کلی بر اوضاع منطقه و انقلاب ها داشته باشم

خواهیم دید که یا انقلاب ها از مرحله ی براندازی حکومت رد نشده اند

و یا اگر موفق به براندازی شده باشند ، هنوز با عوامل حکومت های قبلی و یا دولت انتقالی

مشکل دارند .

در تحلیل اولیه

متوجه خواهیم شد ، تنها مشکل  سر راه انقلاب ها یک نکته بیش نیست.

نکته ای که به عقیده ی تمام انقلاب شناسان ، اعم از شرقی و غربی ، لازمه ی

به ثمر نشستن انقلاب هاست.

و این نکته و یا لازمه  ، چیزی نیست  جز رهبری - مخصوصا رهبری واحد -!

که با رصد دقیق انقلاب های منطقه ، نبودش را شدیدا احساس خواهید کرد.

 

حال چرا بحث را به اینجا کشاندم.

صبر کنید

می خواهم این بحث را برای چند خط هم که شد رها کنم.

 

بیایید با هم به تاریخچه ی عرب ها از مسلمان گرفته تا غیر مسلمان و در این میان

بیشتر  اهل سنت بپردازیم و جایگاه  رهبر را در تاریخچه ی اعراب جستجو کنیم.

 

چیزی به ذهنتان می رسد؟

کسی که عرب ها آن را به عنوان قهرمان عربی ، به رخ جهانیان بکشند!

آیا چنین شخصی وجود دارد؟

البته وجود داشته است . شخصیتی مانند جمال عبدالناصر که در سی سال قبل کشته شد

که در آن دوران یکی از محبوب ترین چهره ملی جهان عرب به شمار می رفت.

 

 

از آن تاریخ تا کنون اعراب ،  همواره از نبود یک رهبری واحد و مقتدر رنج می بردند و همواره این مسئله باعث سرخوردگی شان بوده و هست

بیایید باز هم بحث را رها کنیم

می خواهم از حاشیه روی پرهیز کنم

برویم سر اصل مطلب

 

 

 

 

باید با چند سوال شروع کنیم؛

1 - چه کسی از چهره های عرب در رابطه با انقلاب های اخیر ساکت بوده و کمتر و یا بهتر بگویم ، اصلا رسانه ای نمی شود؟

2- چه کسی برای اولین بار خطر تشکیل هلال شیعی را گوش زد کرد؟

3 - چه کسی شخصیتی نظامیست ، دارای چهره ای اروپایی  و ... ست؟ ( این خط برگرفته از احادیث در مورد این شخص بود)

4 - در زمان حال  تنها کسی که از تشکیل حکومت واحد عربی صحبت می کند  ، کیست؟

5 - و کیست آن کسی که به نام مهدی موعود در رسانه ها و سایت های عظیم عربی معرفی می شود ؟

6- و در آخر باید از شما بپرسم آیا عبدالله دوم - پادشاه اردن را می شناسید؟

 

 

 

 

جواب تمام پنج سوال بالا کسی نیست جز پادشاه اردن  که خود را نسبت می دهد با خاندان هاشمی

و خود را به  رسول الله منتسب می کند. ( حتی از قدیم هم این کشور  را  اردن ها هاشمی می خواندند )

 

حال باید پرسید که آیا نداشتن رهبر واحد ، دلیل موثری برای  سلطه ی عبدالله ، یا همان سفیانی خودمان هست یا نه .

آیا این نیاز باعث نخواهد شد که دنیای عرب با سفیانی بیعت کنند؟

مسلما باید عمیق تر نگاه کنیم

سفیانی یا همان پادشاه اردن ، تنها با این حرف ها و گمان ها سر کار نمی آید؟

خب این سوال مطرح می شود که حالا چگونه مقبولیت پیدا خواهد کرد؟

 

جالب است سخنرانی هایش را علیه رژیم صهیونیستی بشنوید.

چنان رجز خوانی می کند که باید دید

چنان خود را فاتح قدس می خواند  چنان وعده هایی می دهد برای آزادی قدس توسط خود که بیا و ببین .

قدس مسئله ای نیست که به راحتی از خاطر عرب ها بیرون رود .

فلسطین همواره یک داغ تازه برای عرب ها بوده . نه از حیث در خطر بودن اسلام

بلکه صرفا از جهت قومی !

 

خب اگر سفیانی فاتحانه این سرزمین را آزاد کند چه؟

آن موقع است که مقبولیت بی نظیری برایش جمع خواهد شد

آن موقع است که می شود رهبر جامعه ی عرب

همان چیزی که عرب ها حسرت نبودش را می خوردند

 

حال یک سوال بزرگ پیش می آید که

آیا استکبار جهانی اجازه ی همچین کاری را خواهد داد؟

باید گفت آری

زیرا چندی پیش در جامعه ی جهانی کشوری به نام فلسطین به رای اکثریت به تصویب رسید

یعنی یک مساحت 23 در صدی از کل فلسطین اشغالی به پایتختی قدس .

و حال استکبار جهانی ، مخصوصا آمریکا نقشه ی باخته ی خود را با ورود یک سوپر استار عربی

جبران خواهد کرد

زیرا در اجرای طرح خاورمیانه ی بزرگ در دو اقدام قبلی شکست خورده است

پس اینار قطعا دل به عبدالله بسته است

او مانند یک سوپر استار نامبر وان   وارد سناریو جدید می شود و همه چیز را به نفع استکبار تمام می کند .

 

حال شاید این سوال را از من بپرسید که اگر او بیاید مگر چه  می شود ، اصلا سودش برای آمریکا چیست؟

 

خب من هم سوالی می پرسم

اگر سفیانی  قدس را آزاد کند و یک حکومت واحد عربی تاسیس کند

و به قول خودش مردم را از سلطه رافضیان ایرانی و یهودیان نجات دهد

دیگه چه نیازیست به منجی موعود؟؟؟

 

 

و این چنین نیاز مردم برای آمدن منجی ، از بین می رود

و هیچ حرکت انقلاب گونه ای صورت نخواهد گرفت ، زیرا عرب ها علی الخصوص اهل سنت

به هر آنچه که نداشته اند ، رسیده اند و انگیزه ای و حتی نیازی برای تحول جدید و یا حرکت

انقلابی وجود ندارد

و ماجرا آنجایی دراماتیک خواهد شد که این جناب پادشاه خود و یا فرزندش را مهدی موعود بداند

یعنی منجی بی منجی

و انقلاب  بی انقلاب

و اینگونه خاورمیانه ی جدید شکل خواهد گرفت

دقیقا همان چیزی که غرب منتظرش بوده

 

وقتی یک حکومت واحد وجود داشته باشد

و مقبولیت اش فراوان هم باشد

در دل این حکومت اصلا نمی شود    انقلاب به پا کرد   برای تغییر  و یا براندازی اش

چه برسد که بخواهی برای غرب مشکل ساز شوی و غرب را به چالش بکشانی

 

در نتیجه تمام حرکت های خودجوش که اغلب مربوط می شود به شیعیان

به طور کامل و با عدم حساسیت از طرف مردم (علی الخصوص اهل سنت ) ، حذف خواهد شد.

 

 

+ می گویم اهل سنت ؛ زیرا مفهوم انتظار در مکتب شان ، بسیار ناپخته و نا مفهوم است

( و به راحتی  مسئله ی ظهور می تواند مورد سوء استفاده قرار بگیرد )

و اینکه سفیانی خود از اهل سنت است ، در نتیجه در اهل سنت بسیار مورد تعصب قرار خواهد گرفت

 

+ می گویم شیعیان ( البته شیعیان واقعی )  ؛ زیرا امر ظهور در بنیان شیعه ریشه دارد

شیعه می داند مهدی کیست ، برای چه می آید ، چگونه می آید ، پس فریب منجی های

دروغین را نخواهد خورد

 

 

پس منتظر خروج سفیانی باشید زیرا

« سفیانی از نشانه های حتمی ظهور است و خروج او از آغاز تا انجام ، پانزده ماه به طول می انجامد

وی شش ماه ، کارزار می کند ؛ همین که بر پنج شهر دست یافت ، نه ماه فرمانروایی می کند ؛ بی آنکه روزی به آن افزوده شود »

                                                             ( امام صادق (ع) - بحارالانوار ،ج52 ،ص248)

 

خب شاید برای بعضی ساده اندیشان ره گذر ، این سوال پیش بیاید که مگر سفیانی

حکومت کند چه می شود؟ اصلا با وجود او چه نیازی به مهدی است؟ یا اینکه او چه خطری دارد؟

 

خب باید گفت که او می آید که در مقابل مهدی قرار بگیرد

همان طور که اما صادق می فرمایند:

« ما و اولاد ابوسفیان  دو خاندان هستیم که به خاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم ،

ما گفتیم : خداوند راست گفت و آنها گفتند : خداوند دروغ گفت . ابوسفیان به جنگ پیامبر برخاست

و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی ، یزید - پسر معاویه - به جنگ حسین بن علی و سفیانی

به مصاف قائم  بر می خیزد»

                                     (بحار الانوار ، ج 52 ، ص 190)  

و حدیثی دیگر که لعین بودن و سفاک بودن ف سفیانی را تبین می کند ؛

« گویا من سفیانی را می بینم که در سرزمین های سبز شما در کوفه ، اقامت گزیده و منادی

او ندا می دهد : هر کس  سر یک تن از شیعیان علی رابیاورد ، هزار درهم پاداش اوست و در این هنگامه

همسایه به همسایه حمله می برد و ... »

                                                         (امام باقر (ع) - بحار الانوار، ج52 ،ص 215)

پس اصل حرکت سفیانی به واسطه ی حمایت غرب بوده و یک حرکت خودجوش نیست

و این حرکت ساخته و پرداخته ی استکبار است ، برای مهار وقایع ظهور

 

 

این مطلب در پست دنباله دار بعدی خود ، ادامه خواهد داشت ...

با نظرات خود به ما بگویید که در پست بعد روی چه چیز مانور دهیم و چه اطلاعاتی برایتان مهم تر است

زیرا بحث ظهور و شرایط آن بحثی دامنه دار ، مهم و بسیار وسیع است

 

 

__________________________________________________________________

پانوشت:

* کلیه مطالب این نوشته دارای ثبات است

و از روی حدس و گمان ، نوشته نشده و نتیجه ی جمع آوری تحلیل های متعدد کارشناسان

ظهور ( چه از کارشناسی غربی و شرقی ) و مطالعات بنده حقیر می باشد.

و تنها مسئله که می شود در آن شبه انداخت

بحث ارتباط پادشاه اردن با سفیانی ست

که ممکن است پادشاه اردن ، سفیانی نباشد

که این هم مهم نیست و در اصل مطلب خدشه ای وارد نخواهد کرد.

 

** رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی را تسلیت عرض می کنیم.

 

من الله توفیق




:: برچسب‌ها: در اطراف چه می گذرد؟, مذهبی, دست نوشته

نویسنده : احسان
تاریخ : شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠
وضع قیام های اسلامی در آخرالزمان!

سلام

 

قسمت سوم

آیا ظهور نزدیک است؟


وضع دولت ها و حکومت ها در آخرالزمان!

1- شورش ترکان ( روسی ها ) بر علیه رومیان ( غربی ها )!
در مورد این شورش که به جنگی بزرگ تبدیل میشود ، گفته ها فراوان است!
ااین شورش پس از عقد قرار داد هایی بین ترکان و رومیان صورت می گیرد
که گفته شده است ، ترکان در حین آن ، منصرف شده و با رومیان پیمان شکنی
می کنند که این شورش ها تبدیل به جنگی بزرگ می شود!

چنانچه امیر المومنین فرموده است :
« حکومت اهل بیت پیامبر شما که دارای علامات و نشانه هایی است ، در آخرالزمان
پدید می اید ... از جمله ی آن ، نشانه ها ، جنگ بین رومیان و ترکان است ؛ زمانی
که رومیان و ترکان ، دیگران را بر علیه شما بشورانند و نیرو ها بسیج گردند ... و
ترکان با رومیان به مخالفت برخاسته و جنگ و درگیری در روی زمین افزایش یابد»

بحارالانوار ، ج52،ص208

پس اوضاع چنین میشود که رومیان و ترکان قصد جنگیدن ا مسلمین را خواهند داشت
ولی قبل از شروع جنگ ، با هم دچار اختلاف شده و جنگ بین خودشان انجام می گیرد!


خب حالا وضع جامعه مسلمین چگونه خواهد بود؟

در سطح منطقه ، دو حکومت طرفدار مهدی ( عج) تشکلیل میشود و یا موجود می باشد!
یکی ایران و دیگری یمن!
اینها که نام برده شد فقط نام منطقه است!
یعنی ممکن است ، دولت و یا حکومت همسو وجود نداشته باشد و فقط این حرکت ها
در خاک این کشور ها صورت بگیرد!
مثلا ممکن است در یمن دولتی ضد دینی وجود داشته باشد ولی جریاناتی قوی در خاک
این کشور دست به اقدام شوند!
پس ملاک از نام بردن کشور ، داشتن حکومت اسلامی نیست!
در بین ایرانیان دو شخصیت برگ دیده میشود!
1- سید خراسانی ( به روایات و مشخصات بسیار، سید خراسانی بی شک امام خامنه ای است!)
2- شعیب بن صالح ( به عنوان رهبر نظامی لشکر سید خراسانی)
...

در قسمت بعد به بررسی نقش هر کدام از این شخصیت ها و نوع و مسیر حرکت و قیام
انها می پردازیم!
ادامه دارد ....


بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین
احسان ریوا




:: برچسب‌ها: در اطراف چه می گذرد؟

نویسنده : احسان
تاریخ : دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠
انقلاب اسلامی یا صراط مستقیم!

سلام!

مقدمه"

- این نوشته ، قسمت دومی از مجموعه مقالات ، در اطراف چه می گذرد می باشد

ممنون از دوستانی که در نوشته ی اولم من را همراهی کردند!

اما نکته ی مهمی وجود دارد که باید به آن اشاره کنم!

قصد من از نوشتن این مطالب به هیچ وجه، به وجد آوردن شما خوانندگان عزیز نیست!

و قصد ندارم مانند دیگر نوشته ها ، فقط به ذکر نشانه ها و مصداق قرار دادن آنها

با اتفاقات حال حاضر ، شما را در یک خلصه ی روحی قرار دهم!

بلکه تنها می خواهم ، تصویر روشنی ازمراحل قبل و بعد ظهور برای شما ایجاد نمایم!

تا بیشتر متوجه شویم که در چه مقطع زمانی حساس و دشواری به سر میبریم!




آیا ظهور نزدیک است؟


چشم اندازی به روند ظهور و نقش انقلاب اسلامی ایران!

دراین  بخش تنها می خواهم توسط احادیث حقانیت انقلاب اسلامی را روشن کنم!

انقلابی که دشمنان سعی داشتند ، آن را نظامی ، سیاسی جلوه دهند ، در صورتی

که یک انفجار نور بوده و علاوه بر شامل بودن جنبه های دنیوی و اخروی ،

 جنبه ی مذهبی آن بیشتر جلوه گر بوده است!


انقلاب اسلامی ایران!


در احادیث بسیاری آمده است که ، مرکز علم و خداشناسی ، شهری میشود که این

علم را آن چنان گسترش خواهد داد که حتی شخص محروم از علم در دنیا باقی نماند!

منظور از علم ، بیشتر خداشناسی و توحید است!!!

خب این شهر ، چه شهری است؟


امام صادق (ع) فرمودند:

«به زودی شهر کوفه از مومنان خالی می گردد؛ به گونه ای که مار در جایگاه خود فرو

میرود

علم نیز این چنین از کوفه رخت می بندد ، و از شهری به نام قم آشکار میشود و آن سامان معدن

فضل و دانش می گردد؛ به نحوی که در زمین کسی در استضعاف فکری به سر نمی برد ؛

حتی نو عروسان درحجله گاه خویش و این قضایا نزدیک ظهور قائم به وقوع می پیوندد .

خداوند سبحان ، قم و اهلش را برای رساندن پیام اسلام، قائم مقام حضرت حجت می گرداند؛

اگر چنین نشود ، زمین اهل خودش را فرو می برد  و در زمین ، حجتی باقی نمی ماند...»1


حال این شبهه ممکن است ایجاد گردد که این اتفاقات در قم ، ممکن است برای آینده باشد

و اصلا ربطی به جامعه اسلامی ایران زمان حال ما ندارد!

در قبل از انقلاب ، وضعیت قم بسیار درگیر ، درگیری های سیاسی مذهبی بوده

اما بعد از انقلاب شکوه مند اسلامی ایران، بسیار جایگاه رفیعی را پیموده است

به طوری که صدور کتب اصیل اسلامی را به جای جای این کره خاکی را دارد!


امام کاظم (ع) فرمودند:

«مردی از قم ، مردم را به سوی خود دعوت می کند ؛ افرادی گرد او جمع می شوند که قلب

قلب هایشان همچون پاره های آهن ستبر است که بادهای تند حوادث ، آنان را نمی لغزاند

از جنگ خسته نمی شوند و نمی ترسند ، اعتماد آنها بر خداست و سر انجامِ کار از آنِ
پرهیز کاران است»2

خب معلوم است ، مردی که در حدیث آمده چه کسی است!

اما نکته جالب و قابل تطبیق اینجاست که می گویند ،از جنگ  خسته نمیشوند!

پس گویی جنگی طولانی برای انان اتفاق می افتد که خسته نمیشوند!

جنگی هشت ساله!؟؟؟ممکن است چنین باشد!

و میرسیم به حدیثی که تیر خلاص را به شبهه ها می زند!

امام باقر (ع) :
« گویا می بینم گروهی از مشرق زمین خروج می کنند و طالب حق اند ، اما آنها را اجابت

نمی کنند؛ مجددا بر خواسته هایشان پافشاری می کنند اما مخالفان نمی پذیرند و وقتی چنین

وضعی را مشاهده می کنند؛ شمشیر ها را به دوش کشیده ، در مقابل دشمن می ایستند ،

اینجاست که پاسخ مثبت می گیرند اما این بار-آنان- نمی پذیرند؛ تا همگی قیام می کنند

و درفش هدایت را جز به دست توانای صاحب شما - حضرت مهدی - به کسی دیگر
نمی سپرند»3

حال اگر حتی کمی تاریخ انقلاب اسلامی ایران بلد باشیم ، متوجه وجه شباهت ها می شویم!

١- مردم ایران به یک باره قیام نکردند!

ابتدا درخواست های قانونی اسلامی داشتند!
٢- مردم اصرار به براندازی نداشته و فقط می خواستند ، بعضی خواسته های

اسلامی شان در جامعه اجرا گردد!
٣-مردم چندین بار درخواست کردند ، ولی هربار از طرف حکومت همراهی نشدند

و مورد سرکوب قرار گرفتند!
۴-مردم به رهبری مردی از قم ، قیام کردند!

۵-در اخرین لحظه ها حکومت شاه ،تسلیم خواسته های مردم شد!
۶- اما مردم نپذیرفتند و قیام تبدیل به پیروزی شد!
پس این قیام همان قیام و این پیروزی همان 22 بهمن 57 است!


و سر انجام حدیث آخر!
امام باقر (ع) :
« پس از ساقط شدن طاغوت و تشکیل حکومت اسلامی ، ملتی که قیام را به ثمر رسانده،
آن را جز به صاحب شما-حضرت مهدی (ع) -تحویل نمیدهد!»4

دو نکته مهم در این حدیث است که به ذکر آن می پردازم!
یک ) مردمی که قیام کرده اند ، پیروز گردیده و تشکیل حکومت میدهند!

پس این قیام هیچ شباهتی به جنبش سبز ندارد!

و قطعا منظور از این قیام ، قیام مردم ایران بر علیه شاه است!

دو) و مهمترین نتیجه اینکه ، این حکومت هیچگاه به اشتباه نمی افتد
و هیچ گاه گمراه نمیشود ،زیرا مستقیما پرچم را به دست منجی خواهد داد!

پس دهان مدعیان بسته خواهد شد، کسانی که ادعا می کردند رهبر قیام

( امام خامنه ای) از عدالت خارج شده و اورا ستم گر، دروغ گو، دارای فساد مالی
و ... می دانستند!
پس یا حرف اینان درست است یا حدیث معصوم!!!
و معلوم است کدام درست است!

ادامه دارد...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توضیحات:

١ - بحار الانوار،ج۶٠،ص٢١٣.

٢ -  بحار الانوار،ج۶٠،ص٢١۶.

٣-  بحار الانوار،ج۵٢،ص٢۴٣.

۴- بحار الانوار،ج۵٢،ص٢۴٣

 

 

بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین
احسان ریوا




:: برچسب‌ها: در اطراف چه می گذرد؟

نویسنده : احسان
تاریخ : دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠
سفیانی عبدالله و موج بیداری اسلامی

آیا ظهور نزدیک است؟

همه به خوبی میدانیم ، تنها چیزه مهم و تاثیر گذاری که در انقلاب های

کشور های عربی ، نبود اش حس میشود ، رهبریه واحد است!

و تنها چیزی که به درستی می تواند ، انقلاب را از مسیر های انحرافی

آینده نجات دهد ، رهبری واحد و قدرت مند است!

این سخنی است که حتی مردم خود این کشور ها ، آن را قبول دارند و

پذیرفته اند که از داشتن رهبری واحد رنج می برند!

حال این سخن پیش می آید که آیا در بین این کشور ها ، چهره سرشناس

خاصی وجود دارد که علاوه بر محبوبیت ،، مشروعیت و صلاحیت داشته باشد!


با کمی تامل ، فرد "خاصی" با سابقه ی اسلامی پیدا نمی کنیم ، مگر امام موسی

صدر!

حال اینکه ما بگوییم امام موسی صدر اگر آزاد گردد ، به یقین همان رهبر واحد خواهد

بود ، حرفی گزاف است!

زیرا ایشان شیعه بوده و ممکن است در میان اهل سنت محبوبیت لازم را نداشته باشد!

و از دیر باز این چنین بوده که مردم اعراب ، بیشتر روی قبیله و عشیره خود تمرکز دارند

تا اینکه به جنبه ی اسلامی بپردازند ، پس نتیجه گیری در مورد امام ، در هاله ای از

ابهام به سر میبرد و بسیار بعید به نظر میرسد!

شاید امام موسی صدر بتواند رهبری یک جبهه یا انقلاب در یک کشور را بر عهده بگیرد،

ولی اینکه رهبر واحد اعراب شوند ، بسیار بعید است!


حال به تاریخ از پیش گفته ی معصومین می پردازیم!

چند نکته مهم نظر ما را به خود اش جلب می کند!

خروج فردی به نام سفیانی!

سفیانی فردی است که خروج می کند!

یعنی ظهور نمی کند!

پس از عالم غیب نیست!

و اینکه در جامعه حضور دارد و او را میشناسند!

ظهور کردن به پدیدار شدن تابیر می گردد ولی خروج به ، دست به عملی زدن یا شروع

حرکت،،

تلقی می گردد!


و نکته دوم! مرگ عبدالله پادشاه حجاز!

که بعد از مرگ این شخص که به بدی از آن یاد کرده اند، طول حکومت در این خطه به روز

و ماه میرسد!


حال بر میگردیم به زمان خودمان!

پادشاه عربستان حال و روز خوبی ندارد و بعد از مرگ او صد ها شاهزاده تشنه ی قدرت

منتظر نشستن به کرسی قدرت اند!

حال فکر می کنید ، هرکدام می توانند چقدر حکومت کنند؟

احتمالا هر شاهزاده بر علیه شاهزاده ی دیگر کودتا می کند تا قدرت را به چنگ آورد!

اینجاست که می فهمیم طول حکومت هایشان به روز و ماه می رسد!


حال سفیانی!

سفیانی چگونه قدرت را به دست می گیرد؟

و اصلا سفیانی کیست!؟


نشانه های ظاهری زیادی برای سفیانی توسط معصومین توصیف گردیده!

از جمله رنگ چشم ، رنگ مو ، نظامی بودن اش و بسیاری از نشانه ها!

که به طور کامل با پادشاه اردن مطابقت دارد!

ما نمی گوییم و نگفته ایم که پادشاه اردن ، همان سفیانی است!

بلکه می گوییم نشانه ها یش با سفیانی به طور صد در صد مطابق است!

خوب فرد دیگری هم می تواند همین نشانه ها را داشته باشد!

ولی آیا شخصیت دیگری در اعراب وجود دارد که این نشانه ها را داشته باشد!؟؟


حال سفیانی چگونه قدرت می گیرد؟
آمده است که ، سفیانی به بهانه ی تشکیل حکومت واحد عربی ، بسیاری از کشورهای

عربی را زیر سلطه ی خود می آورد!

و مردم با شعار مکارانه اش جذب می شوند!


حال مردم انقلاب کرده ی کشور های عربی ، تشنه ی چه میباشند؟؟؟

یک رهبر واحد!

در هیچ پیش گویی و اوصاف آخر زمانی ، نیامده است که مردم پس از انقلاب

تشکیل حکومت می دهند ، مگر ، حکومت واحد سفیانی!


حال مردم انقلاب کرده ی مصر ، تونس ، لیبی و ... که تشنه ی اسلام هستند ،

چگونه با یان فرد بیعت می کنند!

این بحث طولانی دارد!

ولی گفته شده است که سفیانی در بین مردم خود محبوبیت بسیار دارد!

شایان توجه است که پادشاه اردن نیز چنین است!

به طوری که بسیاری از مردم اش اورا منجی آخرالزمان می دانند!


حال شرایط محیی است!

مردمی که تشنه یرهبری واحد اند!

مردمی که همیشه عربیتشان بر جنبه ی اسلامیتشان ارجعیت داشته است!

و فردی به نام سفیانی که با شعاری دل فریب ، بازیگر دجال می باشد!


ادامه دارد ...



بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین




:: برچسب‌ها: در اطراف چه می گذرد؟

نویسنده : احسان
تاریخ : جمعه ۱٢ فروردین ۱۳٩٠