سلام
این مطلب یکی از سلسله مطالب " در اطراف چه می گذرد می باشد "
پس اگر قبل از خواندن این مطلب ، سری مطالب قبل را هم بخوانید بد نیست .
برای خواندن مطالب قبل اینجا کلیک کنید.
مطلبی که می خواهم برایتان بنویسم به قدری وسیع است که نمی دانم باید از کجایش شروع کنم. پس اگر کمی کلی و گسسته شد ، بر ما ببخشید.
چندیست در کشور های عربی انقلاب هایی تشکیل می شود .
سرکوب می شوند
کشته می شوند و باز هم دست به اعتراض و انقلاب می زنند.
نظریه های مختلفی در باره ی چگونگی وقوع این انقلاب ها وجود دارد.
بعضی ها اینگونه انقلاب ها را اقدام پیش گیرانه ی استکبار جهانی می دانند
برای خالی کردند انرژی مردمی ، ناشی از خفقان و عدم وجود آزادی و رعایت حقوق انسانی.
بعضی دیگر هم این انقلاب ها را کاملا مستقل و یک حرکت خودجوش مردمی تلقی می کنند.
در هر صورت ، نتیجه یآن خوشایند استکبار نیست .
وگرنه آن ها را اینگونه به تحرک وا نمی داشت.
حال باید دید که وضعیت انقلاب ها چگونه است ؛
اگر نگاه کلی بر اوضاع منطقه و انقلاب ها داشته باشم
خواهیم دید که یا انقلاب ها از مرحله ی براندازی حکومت رد نشده اند
و یا اگر موفق به براندازی شده باشند ، هنوز با عوامل حکومت های قبلی و یا دولت انتقالی
مشکل دارند .
در تحلیل اولیه
متوجه خواهیم شد ، تنها مشکل سر راه انقلاب ها یک نکته بیش نیست.
نکته ای که به عقیده ی تمام انقلاب شناسان ، اعم از شرقی و غربی ، لازمه ی
به ثمر نشستن انقلاب هاست.
و این نکته و یا لازمه ، چیزی نیست جز رهبری - مخصوصا رهبری واحد -!
که با رصد دقیق انقلاب های منطقه ، نبودش را شدیدا احساس خواهید کرد.
حال چرا بحث را به اینجا کشاندم.
صبر کنید
می خواهم این بحث را برای چند خط هم که شد رها کنم.
بیایید با هم به تاریخچه ی عرب ها از مسلمان گرفته تا غیر مسلمان و در این میان
بیشتر اهل سنت بپردازیم و جایگاه رهبر را در تاریخچه ی اعراب جستجو کنیم.
چیزی به ذهنتان می رسد؟
کسی که عرب ها آن را به عنوان قهرمان عربی ، به رخ جهانیان بکشند!
آیا چنین شخصی وجود دارد؟
البته وجود داشته است . شخصیتی مانند جمال عبدالناصر که در سی سال قبل کشته شد
که در آن دوران یکی از محبوب ترین چهره ملی جهان عرب به شمار می رفت.
از آن تاریخ تا کنون اعراب ، همواره از نبود یک رهبری واحد و مقتدر رنج می بردند و همواره این مسئله باعث سرخوردگی شان بوده و هست
بیایید باز هم بحث را رها کنیم
می خواهم از حاشیه روی پرهیز کنم
برویم سر اصل مطلب
باید با چند سوال شروع کنیم؛
1 - چه کسی از چهره های عرب در رابطه با انقلاب های اخیر ساکت بوده و کمتر و یا بهتر بگویم ، اصلا رسانه ای نمی شود؟
2- چه کسی برای اولین بار خطر تشکیل هلال شیعی را گوش زد کرد؟
3 - چه کسی شخصیتی نظامیست ، دارای چهره ای اروپایی و ... ست؟ ( این خط برگرفته از احادیث در مورد این شخص بود)
4 - در زمان حال تنها کسی که از تشکیل حکومت واحد عربی صحبت می کند ، کیست؟
5 - و کیست آن کسی که به نام مهدی موعود در رسانه ها و سایت های عظیم عربی معرفی می شود ؟
6- و در آخر باید از شما بپرسم آیا عبدالله دوم - پادشاه اردن را می شناسید؟
جواب تمام پنج سوال بالا کسی نیست جز پادشاه اردن که خود را نسبت می دهد با خاندان هاشمی
و خود را به رسول الله منتسب می کند. ( حتی از قدیم هم این کشور را اردن ها هاشمی می خواندند )
حال باید پرسید که آیا نداشتن رهبر واحد ، دلیل موثری برای سلطه ی عبدالله ، یا همان سفیانی خودمان هست یا نه .
آیا این نیاز باعث نخواهد شد که دنیای عرب با سفیانی بیعت کنند؟
مسلما باید عمیق تر نگاه کنیم
سفیانی یا همان پادشاه اردن ، تنها با این حرف ها و گمان ها سر کار نمی آید؟
خب این سوال مطرح می شود که حالا چگونه مقبولیت پیدا خواهد کرد؟
جالب است سخنرانی هایش را علیه رژیم صهیونیستی بشنوید.
چنان رجز خوانی می کند که باید دید
چنان خود را فاتح قدس می خواند چنان وعده هایی می دهد برای آزادی قدس توسط خود که بیا و ببین .
قدس مسئله ای نیست که به راحتی از خاطر عرب ها بیرون رود .
فلسطین همواره یک داغ تازه برای عرب ها بوده . نه از حیث در خطر بودن اسلام
بلکه صرفا از جهت قومی !
خب اگر سفیانی فاتحانه این سرزمین را آزاد کند چه؟
آن موقع است که مقبولیت بی نظیری برایش جمع خواهد شد
آن موقع است که می شود رهبر جامعه ی عرب
همان چیزی که عرب ها حسرت نبودش را می خوردند
حال یک سوال بزرگ پیش می آید که
آیا استکبار جهانی اجازه ی همچین کاری را خواهد داد؟
باید گفت آری
زیرا چندی پیش در جامعه ی جهانی کشوری به نام فلسطین به رای اکثریت به تصویب رسید
یعنی یک مساحت 23 در صدی از کل فلسطین اشغالی به پایتختی قدس .
و حال استکبار جهانی ، مخصوصا آمریکا نقشه ی باخته ی خود را با ورود یک سوپر استار عربی
جبران خواهد کرد
زیرا در اجرای طرح خاورمیانه ی بزرگ در دو اقدام قبلی شکست خورده است
پس اینار قطعا دل به عبدالله بسته است
او مانند یک سوپر استار نامبر وان وارد سناریو جدید می شود و همه چیز را به نفع استکبار تمام می کند .
حال شاید این سوال را از من بپرسید که اگر او بیاید مگر چه می شود ، اصلا سودش برای آمریکا چیست؟
خب من هم سوالی می پرسم
اگر سفیانی قدس را آزاد کند و یک حکومت واحد عربی تاسیس کند
و به قول خودش مردم را از سلطه رافضیان ایرانی و یهودیان نجات دهد
دیگه چه نیازیست به منجی موعود؟؟؟
و این چنین نیاز مردم برای آمدن منجی ، از بین می رود
و هیچ حرکت انقلاب گونه ای صورت نخواهد گرفت ، زیرا عرب ها علی الخصوص اهل سنت
به هر آنچه که نداشته اند ، رسیده اند و انگیزه ای و حتی نیازی برای تحول جدید و یا حرکت
انقلابی وجود ندارد
و ماجرا آنجایی دراماتیک خواهد شد که این جناب پادشاه خود و یا فرزندش را مهدی موعود بداند
یعنی منجی بی منجی
و انقلاب بی انقلاب
و اینگونه خاورمیانه ی جدید شکل خواهد گرفت
دقیقا همان چیزی که غرب منتظرش بوده
وقتی یک حکومت واحد وجود داشته باشد
و مقبولیت اش فراوان هم باشد
در دل این حکومت اصلا نمی شود انقلاب به پا کرد برای تغییر و یا براندازی اش
چه برسد که بخواهی برای غرب مشکل ساز شوی و غرب را به چالش بکشانی
در نتیجه تمام حرکت های خودجوش که اغلب مربوط می شود به شیعیان
به طور کامل و با عدم حساسیت از طرف مردم (علی الخصوص اهل سنت ) ، حذف خواهد شد.
+ می گویم اهل سنت ؛ زیرا مفهوم انتظار در مکتب شان ، بسیار ناپخته و نا مفهوم است
( و به راحتی مسئله ی ظهور می تواند مورد سوء استفاده قرار بگیرد )
و اینکه سفیانی خود از اهل سنت است ، در نتیجه در اهل سنت بسیار مورد تعصب قرار خواهد گرفت
+ می گویم شیعیان ( البته شیعیان واقعی ) ؛ زیرا امر ظهور در بنیان شیعه ریشه دارد
شیعه می داند مهدی کیست ، برای چه می آید ، چگونه می آید ، پس فریب منجی های
دروغین را نخواهد خورد
پس منتظر خروج سفیانی باشید زیرا
« سفیانی از نشانه های حتمی ظهور است و خروج او از آغاز تا انجام ، پانزده ماه به طول می انجامد
وی شش ماه ، کارزار می کند ؛ همین که بر پنج شهر دست یافت ، نه ماه فرمانروایی می کند ؛ بی آنکه روزی به آن افزوده شود »
( امام صادق (ع) - بحارالانوار ،ج52 ،ص248)
خب شاید برای بعضی ساده اندیشان ره گذر ، این سوال پیش بیاید که مگر سفیانی
حکومت کند چه می شود؟ اصلا با وجود او چه نیازی به مهدی است؟ یا اینکه او چه خطری دارد؟
خب باید گفت که او می آید که در مقابل مهدی قرار بگیرد
همان طور که اما صادق می فرمایند:
« ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که به خاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم ،
ما گفتیم : خداوند راست گفت و آنها گفتند : خداوند دروغ گفت . ابوسفیان به جنگ پیامبر برخاست
و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی ، یزید - پسر معاویه - به جنگ حسین بن علی و سفیانی
به مصاف قائم بر می خیزد»
(بحار الانوار ، ج 52 ، ص 190)
و حدیثی دیگر که لعین بودن و سفاک بودن ف سفیانی را تبین می کند ؛
« گویا من سفیانی را می بینم که در سرزمین های سبز شما در کوفه ، اقامت گزیده و منادی
او ندا می دهد : هر کس سر یک تن از شیعیان علی رابیاورد ، هزار درهم پاداش اوست و در این هنگامه
همسایه به همسایه حمله می برد و ... »
(امام باقر (ع) - بحار الانوار، ج52 ،ص 215)
پس اصل حرکت سفیانی به واسطه ی حمایت غرب بوده و یک حرکت خودجوش نیست
و این حرکت ساخته و پرداخته ی استکبار است ، برای مهار وقایع ظهور
این مطلب در پست دنباله دار بعدی خود ، ادامه خواهد داشت ...
با نظرات خود به ما بگویید که در پست بعد روی چه چیز مانور دهیم و چه اطلاعاتی برایتان مهم تر است
زیرا بحث ظهور و شرایط آن بحثی دامنه دار ، مهم و بسیار وسیع است
__________________________________________________________________
پانوشت:
* کلیه مطالب این نوشته دارای ثبات است
و از روی حدس و گمان ، نوشته نشده و نتیجه ی جمع آوری تحلیل های متعدد کارشناسان
ظهور ( چه از کارشناسی غربی و شرقی ) و مطالعات بنده حقیر می باشد.
و تنها مسئله که می شود در آن شبه انداخت
بحث ارتباط پادشاه اردن با سفیانی ست
که ممکن است پادشاه اردن ، سفیانی نباشد
که این هم مهم نیست و در اصل مطلب خدشه ای وارد نخواهد کرد.
** رحلت پیامبر و شهادت امام حسن مجتبی را تسلیت عرض می کنیم.
من الله توفیق
:: برچسبها:
در اطراف چه می گذرد؟,
مذهبی,
دست نوشته